عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
1025
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
70 - منافسة ( مناقشة ) العلماء تنتج فوائدهم ، و تكسب فضائلهم 9804 . 71 - هلك خزّان الأموال و هم أحياء ، و العلماء باقون ما بقي اللّيل و النّهار ، أعيانهم مفقودة و أمثالهم في القلوب موجودة 10032 . 72 - لا تزدرينّ العالم و إن كان حقيرا 10280 . 73 - لا زلّة أشدّ من زلّة عالم 10674 . 74 - لا يكون العالم عالما حتّى لا يحسد من فوقه ، و لا يحتقر من دونه ، و لا يأخذ على علمه شيئا من حطام الدّنيا 10921 . حق است زيرا مردم گويند اگر علم خوب بود او چنين نمى كرد ) و اين مى خواند ( مردم را ) بسوى باطل خود به عبادت خويش ( زيرا مردم خيال مى كنند عمل او صحيح است فريب عبادت او را مى خورند ) . 70 - با علماء در بحث بيش از يكديگر رغبت نمودن و يا خورده گيرى و كنجكاوى فائدههاى آنان را نتيجه بخش بوده و فضايلشان را كسب خواهد نمود . 71 - هلاك شدند پنهان كنندگان اموال در مخزن ها ( و مرده هستند ) و حال آنكه زندهها هستند و علماء باقى اند تا شب و روز باقى است ، اعيان ( و اشخاص ) آنها مفقود و تمثال و يا سخنان بلند مرتبه و افكار و آثارشان در دلها موجود است . 72 - هرگز عالمى را حقير مشمار هر چند حقير باشد ( يا در علم مانند كسى كه مدت كمى به درس مشغول شده و يا حقارت او از نظر ماديات باشد و يا در انظار از نظر فساد جامعه حقير بشمار آيد ) . 73 - لغزشى سخت تر از لغزش عالم نيست . 74 - عالم عالم نمى باشد ( يعنى آن مقام را دارا نگردد ) تا آنكه به كسى كه بالاتر از اوست حسد نبرده و كوچك نشمارد كسى را كه از او پائين تر است و بر علم خود ( و تعليم و يا حكمى كه مىكند به سبب آن ) چيزى را از حطام دنيا ( ريزههاى